خرید بک لینک
در فصل بارش سنگ همچو آینه بمان بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران در انتظار زمان آینده شب راسحر کنباکوله باری از نور ازشب گذر کنسرمست و عاشقانه در خود نظر کنبشکن در قفس را از تن رهاشودرمان درد دردمندان را دواشو از خود دمی برون آمحو خدا شو خورشیدی در جان تو پنهان است دریا از یاد تو پریشان است عاشق شو زیرا عاشق انسان است دنیا در چشم عاشق نفسی است بی عشق عالم قفسی است آزاد از بند و دام قفس شو با عشق هم نفس شو در انتظار روز آینده شب را سحر کن با کوله باری از نور از شب گذر کنسرمست و عاشقانه در خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 23:28

عشق از انسان چه موجود عجیبی ساخته است...--------------------------------------------------------------------------- بسکه آن لبخند سِحر دلفریبی ساخته استآدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته استخاکیان بالاتر از افلاکیان می‌ایستندعشق از انسان چه موجود غریبی ساخته استدوستی در پیرهن دارم که با من دشمن استاعتماد از من برای من رقیبی ساخته است«زهر» می‌ نوشد و من شهد می ‌پندارمشعقل ظاهر بین چه تردید عجیبی ساخته استهرچه می‌بارد در این صحرا نمی روید گلیچشم شور از من چه خاک بی نصیبی ساخته استمن دوای درد خود رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 23:28

سلام لازم دونستم اول کار برات یه پست بذارم ...برای این روزای اول کارت ...روزای وسط سال ...روزای اخر سال ...و نهایتا برد تو رو با تموم وجودم تماشا کنم ...

تو فقط منتطر بمون با صبر با صبر با صبر ...

تنها تو بخوان...

این روزای قشنگ رو قشنگ ترش کن عزیز... همونی هستی که میخوام ...همون بمون که میخوای:)

روزت خوسجیل و قسنگ!!!

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 23:28

تا خدا --------------------------------یک رگ گردن باقیست!در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.نه تو می مانینه اندوهو نه ، هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود ، قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشترعایت اصول درست و استفاده از تجربه‌های کاربردی می‌تواند نتیجه نهایی را بهتر کند.غصه هم ، خواهد رفتآن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز                                                     بسیاری از افراد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

من و ت-----و میدانیمدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم چشمه آرزو های من و تو جاری است ابرهای دلمان پربارند کوه های ذهن و اندیشه ما پا برجا دشت های دلمان سبز و پر از چلچله ها روز ما گرم و شب از قصه دیرین لبریز من و تو می دانیم زندگی در گذر است همچو آواز قناری در باغ من و تو می دانیم زندگی آوازی است که به جان ها جاری است زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است زندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و تو زندگی یک رویا است که توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

منم زیبا...در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگویدترا در بیکران دنیای تنهایانرهایت من نخواهم کردرها کن غیر من را آشتی کن با خدای خودتو غیر از من چه میجویی؟تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانمتو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کنکه من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارمطلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافتکه عاشق میشوی بر ما و عاشق میشومادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

از علی شریعتیدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم. خدایا کفر نمیگویم،پریشانم،چه میخواهی تو از جانم؟!مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا!اگر روزی ز عرش خود به زیر آییلباس فقر پوشیغرورت را برای تکه نانیبه زیر پای نامردان بیاندازیو شب آهسته و خستهتهی دست و زبان بستهبه سوی خانه باز آییزمین و آسمان را کفر میگویینمیگویی؟!خداوندا!اگر در روز گرما خیز تابستانتنت بر سایه ی دیوار بگشاییلبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاریو قدری آن طرفترعمارتهای مرمرین بینیو اعصابت برای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

دیالوگ آخر شهاب حسینی ------ شوق پرواز

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

هرکس که تو را شناخت جان را چه کند ؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟ دیوانه کنی هردو جهانش بخشی... دیوانه ی تو هردو جهان را چه کند

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

اغاز - سلام - دعوت - بیداری

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

خدا ..... سر آغاز ... سر انجام .... سلام.... انقدر که یاد گرفته ام در این روزگار اگر خواستم سلامی بدهم وقتی قصد ماندن دارم باید صدایم استوار باشد ...یعنی محکم و قابل اعتماد ! پ-----------س " سلام" خب دوستان من برگشتم ... بعد 2 سال و اندی .... شما هم خوش اومدین ... راستش این روزا اونقدر این مسنجرا جای وبلاگ های قدیمی رو گرفتن که ... میگم حالا ...! من میگم این وبلاگ نویسی فرق داره ... حس کاغذ رو میده...

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

عاشق شو زیرا---------عاشق انسان است --------خورشیدی در جان تو پنهان است ...جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است. بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران  در انتظار فردا شب راسحر کنرعایت اصول درست و استفاده از تجربه‌های کاربردی می‌تواند نتیجه نهایی را بهتر کند. باکوله باری از نور ازشب گذر کن سرمست و عاشقانه در خود نظر کن بسیاری از افراد با شناخت نکات مهم می‌توانند از اشتباهات رایج جلوگیری کنند. بشکن در قفس را از تن رهاشو درمان درد دردمندان را دواشو  در کنار اطلاعات اصلیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

عشق از انسان چه موجود عجیبی ساخته است ...!جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.عشق از انسان چه موجود عجیبی ساخته است... --------------------------------------------------------------------------- بسکه آن لبخند سِحر دلفریبی ساخته است آدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته است خاکیان بالاتر از افلاکیان می‌ایستند عشق از انسان چه موجود غریبی ساخته است دوستی در پیرهن دارم که با من دشمن است اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است «زهر» می‌ نوشد و من شهد می ‌پندارمش عقل ظاهر بین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.شعر نیست .... شعوره ! حس وصف ناشدنی!  اگه میشد وصفش کرد ... کشفش کرد ... من خودم اولیش رعایت اصول درست و استفاده از تجربه‌های کاربردی می‌تواند نتیجه نهایی را بهتر کند.   بودم ... بسیاری از افراد با شناخت نکات مهم می‌توانند از اشتباهات رایج جلوگیری کنند.   خود هم میدونم اولین کسی هستم که  در کنار اطلاعات اصلی، توجه به جزئیات کوچک نیز تاثیر زیادی در موفقیت این کار دارد. کشفش کردم! ولی با این تفاوت که تو   جهان خودم ... شاید فقط شناخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

تنها تو بخوان...

جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.

به نام نام یار ... سلام لازم دونستم اول کار برات یه پست بذارم ...برای این روزای اول کارت ...روزای وسط سال ...روزای اخر سال ...و نهایتا برد تو رو با تموم وجودم تماشا کنم ... تو فقط منتطر بمون با صبر با صبر با صبر ... این روزای قشنگ رو قشنگ ترش کن عزیز... همونی هستی که میخوام ...همون بمون که میخوای:) روزت خوسجیل و قسنگ!!!

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:07

شعر نیست .... شعوره ! حس وصف ناشدنی!  اگه میشد وصفش کرد ... کشفش کرد ... من خودم اولیش بودم ... خود هم میدونم اولین کسی هستم که کشفش کردم! ولی با این تفاوت که تو جهان خودم ... شاید فقط شناختمش! توی جهان خودم .خودم کشفش کردم  خیلی متفاوت با حس های چسبناک و شیرین دیگه !!!!!!!! قبل تر ها شاید درک تصویر و یا تصور بیشتر  حس ها رو یک موجود دیگه بهت داده ! حالا هر طور که فکر کنی! یا خودش تجربه کرده و خواسته این مزه رو بهت بچشونه ولی مطمعنا چسبناک نبوده!!فقط سعی کردی بفهمی اگر هم سعی نکردی که هیچ ! یا خودش هیچ وقت نتونه بفهمه ولی خودش مسبب حسی در تو شده حالا با هر تاثیری روی روان تو ! شکل دیگه اش میشه این طور که شاید موجودی به خاطر نزدیکی به تو و یا هر  دلیل مرتبط دیگه خودش باعث اون حس شده ... حالا از بین تقسیم بندی ها ی مفصل و تعریف نشده اش ...بماند این حس  ... که خودت کاشفشی تو جهان خودت مستقل از تقسیم بندی های دیگه هست! در اصل باید حست تو جهان خودت شناخته بشه ... در غیر ... دیگه حس نیست ! چیزی که درکش کنی با تمام ضمیر های تقسیم بندی شده ی وجودت!  عجیبه که تا این جای نوشته ام انگار داشتم به حس تازه کشف شده توسط خودم شناسنامه میدادم ...نه ولی قصدم این نیست ... خواستم یا نخواستم ...نمیدونم  ولی  بی اراده نبود !  نوشتنم رو میگم ... نه به قصد عوض کردن احوالم و نه به قصد توصیف   و یا شناسنامه دادن !!!!  که احتمالا توانش رو هم نداشته باشم   یا شاید شعور نا چیز و سواد قلیلم تو جهان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد کریمی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 1:42

خدا ..... سر آغاز ... سر انجام .... سلام.... انقدر که یاد گرفته ام در این روزگار اگر خواستم سلامی بدهم وقتی قصد ماندن دارم باید صدایم استوار باشد ...یعنی محکم و قابل اعتماد ! پ-----------س "سلام" خب دوستان من برگشتم ... بعد 2 سال و اندی .... شما هم خوش اومدین ... راستش این روزا اونقدر این مسنجرا جای وبلاگ های قدیمی رو گرفتن که ... میگم حالا ...! من میگم این وبلاگ نویسی فرق داره ... حس کاغذ روادامه مطلب

برچسب: اغاز,سلام,دعوت,بیداری, نویسنده: حامد کریمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 18:45

صفحه بندی