شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

شعر نیست .... شعوره !

حس وصف ناشدنی!  اگه میشد وصفش

کرد ... کشفش کرد ... من خودم اولیش

بودم ...

خود هم میدونم اولین کسی هستم که

کشفش کردم! ولی با این تفاوت که تو

جهان خودم ... شاید فقط شناختمش!

توی جهان خودم .خودم کشفش کردم 

خیلی

متفاوت با حس های چسبناک و شیرین

دیگه !!!!!!!!

قبل تر ها شاید درک تصویر و یا تصور

بیشتر

 حس ها رو یک موجود دیگه بهت داده !

حالا هر طور که فکر کنی! یا خودش تجربه

کرده و خواسته این مزه رو بهت بچشونه

ولی مطمعنا چسبناک نبوده!!فقط سعی

کردی بفهمی

اگر هم سعی نکردی که هیچ ! یا خودش

هیچ وقت نتونه بفهمه ولی خودش

مسبب حسی در تو شده حالا با هر

تاثیری روی روان تو !

شکل دیگه اش میشه این طور که شاید

موجودی به خاطر نزدیکی به تو و یا هر 

دلیل

مرتبط دیگه خودش باعث اون حس شده

...

حالا از بین تقسیم بندی ها ی مفصل و

تعریف نشده اش ...بماند

این حس  ... که خودت کاشفشی

تو جهان خودت مستقل از تقسیم بندی

های دیگه هست!

در اصل باید حست تو جهان خودت

شناخته بشه ... در غیر ... دیگه حس

نیست ! چیزی که درکش کنی با تمام

ضمیر های تقسیم بندی شده ی وجودت! 

عجیبه که تا این جای نوشته ام انگار

داشتم به حس تازه کشف شده

توسط خودم شناسنامه میدادم ...نه ولی

قصدم این نیست ...

خواستم یا نخواستم ...نمیدونم  ولی  بی

اراده

نبود !  نوشتنم رو میگم ... نه به قصد

عوض کردن احوالم و نه به قصد توصیف

  و یا شناسنامه دادن !!!!

 که احتمالا توانش رو هم نداشته

باشم   یا شاید شعور نا چیز و سواد قلیلم

تو جهان خودم باعث بزرگ جلوه دادنش 

میشه... میدونم زمان رو نباید صرف

خریدن احساس کنم . ولی پرداختن به اون

احساست که نمیدونم ریشه تو شخصیت

داره یا فطرت یا مربوط به حفرات احتمالی

اعتقاداته ....به نظرم تو رو دردمند تر از

ثانیه قبلت میکنه ...

و همین قدر هم زود بازدهه !

شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...!...

ما را در سایت شهر شعر ...شهری برای شاعر شدن...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 1:42

صفحه بندی